امروز جمعه 1401/03/06
Skip to main content

وجود ابهام در نوع روشی که باید تحقیقات دینی، مبتنی بر آن باشد، نیز از اموری است که ممکن است از موانع تحقق علم دینی محسوب شود، زیرا اهمیت و جایگاه روش و روش‌شناسی در علوم مختلف به خصوص علوم تجربی، به حدی است که گاه روش مورد استفاده در یک علم را در تعریف آن علم اخذ می‌کنند و اساسا معارفی را علمی و قابل اندراج در یکی از رشته‌های علمی می‌دانند که با تکیه بر روشی خاص به دست آمده باشد و این در حالی است که نوع روش مورد استفاده در علم دینی، مشخص نیست.[1]

اخیرا آیت الله علی اکبر کلانتری مدیر پژوهشکده علوم انسانی اسلامی آیت الله حائری شیرازی (ره) در کتاب خود با عنوان «درآمدی بر مبانی، اصول و منابع تولید علوم انسانی اسلامی» دیدگاه فوق را در این زمینه به چالش کشیده و نقد می کند: 

بررسی و نقد

گاه در اعتراض بر این سخن گفته می‌شود: اصولاً عالمان و فیلسوفان سیاسی و اجتماعی، فاقد روش‌شناسی هستند، آنان صرفاً نظریه‌هایی را مطابق طبع و امیال و تعلقات خود تولید می‌کنند. این فیلسوفان علم هستند که روش‌شناسی عالمان و فیلسوفان را نه کشف که معمولا تجویز می‌کنند. کمتر عالم یا فیلسوفِ سیاسی و اجتماعی را پیدا می‌کنید که در ابتدای کارش بگوید یا بتواند بگوید روش‌شناسی من فلان است و بر اساس آن، به نظریه پردازی مشغول شود. سؤال از روش‌شناسی حضور دین در ساختن علم، یکی از رسوبات متصلّب و متحجّر به جا مانده از تلقی پوزیتیویستی (اثبات‌گرایی) ـ نگتیویستی (ابطال‌گرایی) در دانشگاه‌ها و حوزه‌های ما است.[2]

ممکن است این سخن از نگاه کسانی که برای روش، اهمیت ویژه‌ای قائلند و بی‌توجهی به آن را بر نمی‌تابند، قابل قبول نباشد ولی، به هر حال از نظر ما که تولید علم دینی و تحقق علوم انسانی‌اسلامی، مبتنی بر ساختاری متقن است و هم در مرحلۀ گرد آوری شواهد و ارائۀ نظریه و هم در مقام داوری، از روشی مشخص بهره می‌گیرد، ابهام در روش، مدعایی است مردود و گفتاری است نامسموع. ما در فصل هفتم کتاب، روش مورد نظر در این زمینه را ارائه خواهیم داد.

افزون بر این، از نگاه بسیاری از صاحب‌نظران، “بهره گیری از روش واحد” عامل تعیین کننده‌ای در تمایز مسائل و تمیز علوم از یک دیگر نیست. از نگاه ایشان، عامل قاطع در این زمینه، موضوع علم یا غرضی است که بر مسائل آن علم، مترتب می‌شود.[3]

 

پانوشت ها:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]ـ ر.ک: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، علم دینی، دیدگاه‌ها و ملاحظات، ص126

[2]ـ همان

[3]ـ ر.ک: خراسانی، کفایة الاصول، ص22

نظر شما

captcha