امروز چهارشنبه 1401/09/09
Skip to main content
×

هشدار

اجزای کامپوننت را به یک آیتم منو اختصاص بدهید

به مناسبت روز جهانی فلسفه، نشست علمی با موضوع ظرفیت‌های فلسفه اسلامی برای معرفت‌شناسی توسط گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.

این نشست علمی با حضور و ارائه حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی‌نیا، دکتر ابراهیم دادجو، دکتر مهدی عباس‌زاده (اعضای هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه) و دکتر حسن سیدعرب (عضو هیأت علمی بنیاد دایره المعارف اسلامی (دانشنامه جهان اسلام)) دنبال شد.

دکتر «حسن سید عرب» به عنوان اولین سخنران این نشست، گفت: دو دیدگاه متفاوت بین فلسفه اسلامی و فلسفه کانت ناظر به گرایش عمومی به سطح مخالفت با واقع گرایی است که در فلسفه کانت و تحلیلی کمتر به این موضوع تمایل داشته اند، اما در فلسفه اسلامی به ویژه بعد از مرحوم ملاصدرا به این مسئله بیشتر پرداخته شده است.

عضو هیأت علمی بنیاد دائرة المعارف اسلامی افزود: حوزه منطق یکی از مظروف هایی است که فلسفه اسلامی در حوزه معرفت شناسی می تواند مطرح کند و مباحث مربوط به ادراک حسی و عقلی و به ویژه ادراک حسی را که در این باره مباحثی شده را مطرح می کند.

وی خاطرنشان کرد: دو قسم ادراک حسی و ادراک عقلی به ویژه شناخت عقلی در بحث شناخت مسئله ای است که ابن سینا مطرح کرده مبنی بر اینکه آیا اختلاف احکام عقلا به معنای اختلاف در احکام عقل است یا نه که این موضوع را رد می کند. اشتباه در بکارگیری عقل را برخلاف بسیاری از مباحث معرفت شناسی جدید معاصر نمی توان به ضعف عقل استناد کرد.

سید عرب خاطرنشان کرد: در حوزه شناخت هم مباحث بسیار مهمی مطرح شده که وقتی جناب شیخ از علم یقین بحث می کند، این گزاره با نقیض گزاره دیگری قابل اثبات است. علم یقینی را در معرفت شناسی معاصر کمتر می بینیم.

دکتر سید عرب افزود: جنبه بعد مسئله ماهیت ادراک است که حکیمان مسلمان درباره ماهیت ادراک به عنوان بهترین و کامل ترین دلیل برای اثبات صور مثبوته دانسته اند. تجرد علم و اتحاد عاقل و معقول به نحوی در علم و نفس مطرح می شود که شباهت بسیار کمی معرف شناسی کنونی با این مباحث دارد.

در ادامه این نشست، دکتر مهدی عباس زاده عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه با طرح این سوال که فلسفه اسلامی به چه معنا است، گفت: دو نوع فلسفه اسلامی داریم یا می توانیم داشته باشیم؛ فلسفه موجود و محقق آنچه که در طول تاریخ تحقق یافته و دیگری فلسفه اسلامی مطلوب است. فلسفه اسلامی موجود خود نیز به دو دسته تقسیم می شود؛ فلسفه اسلامی متقدم و متاخر به ویژه فلسفه اسلامی معاصر.

این عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه با بیان اینکه معرفت شناسی به معنای اعم است یا نظریه معرفت که در آنجا از شکاکیت وارد نمی شود و فلسفه اسلامی به معنای عام بیشتر نسبت دارد. در مباحث نفس شناسی از قوای شناختی و ادراکی نفس بحث می کنند.

دکتر ابراهیم دادجو دیگر عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه نیز در نشست علمی ظرفیت های فلسفه اسلامی برای معرفت شناسی معاصر گفت: مغرب زمین بعد از کانت مابعدالطبیعه را بدون معرفت شناسی ارایه کرده است و این در حالی است که در فلسفه اسلامی معرفت شناسی و مابعدالطبیعه را داریم و باید این سوال را پاسخ دهیم که با معرفت شناسی معاصر چه برخوردی با فلسفه اسلامی خواهیم کرد.

وی خاطرنشان کرد: در گام نخست باید فلسفه اسلامی را به روز کنیم و در مقابل فلسفه غربی بگوییم که ما رئالیسم هستیم و واقع گرا و اگر بحث را به ما بعد الطبیعه برگردانیم، باید بازشناسی کنیم چه مابعدالطبیعه و بحث علمی داریم و چگونه می خواهیم وارد بحث فلسفه شویم.

وی افزود: در حال حاضر فلاسفه اسلامی در عرصه فلسفه اسلامی و معرفت شناسی که فعالیت می کنند از معرفت شناسی مغرب زمین بهره می برند که یا انسجام گرا یا شبکه گرا و یا پارادایم گرا هستند. وقتی اندیشمندان ما از دانش آنها بهره می برند، این نامش مواجهه نیست بلکه خودباختگی فلسفی است.

دکتر دادجو تصریح کرد: ما تاریخ تفکر فلسفی از دوران نیوتن و هیوم به بعد یک تاریخ فلسفی ذات گرا می دانیم. از طرفی تفکر ذات گرایی مغرب زمین در ۴۰ سال اخیر به بار نشسته است و می گوید ضد ذات گرا است، بنابراین تفکر فلسفی مغرب زمین سر از نسبیت در آورده است و اگر ما هم بخواهیم تابع آنها باشیم، ما نیز نسبی گرا خواهیم شد.

وی تاکید کرد: ابتدا باید فلسفه اسلامی را امروزی کنیم و از تفکر ۴۰ ساله اخیر مغرب زمین کمک بگیریم و از ۴۰ سال ذخیره علمی آنها استفاده کنیم چرا که چاره ای جز بهره برداری نداریم. از این طریق علم النفس ما و معرفت شناسی مان هم امروزی می شود و با این اردوگاهی که تشکیل می دهیم، می توانیم با فلسفه غربی مواجه شویم و می توانیم برای معرفت شناسی جدید حرف بزنیم و راهکار ارایه دهیم.

عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه افزود: چون بنیان های ما بعد الطبیعه ما ذات گرایانه و قوی است و از طرفی بنیان های فلسفه اسلامی از آنها به دور است، با این مشکلات مواجه نیستیم و می توانیم از ذات گرایانه جدید در عرصه معرفت شناسی هم جلو بزنیم؛ بنابراین خیلی قوی تر از معرفت شناسی غرب گرایانه و ذات گرایانه ارایه دهیم.

حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی نیا عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه نیز در این نشست با اشاره به ظرفیت های فلسفه اسلامی برای مباحث معرفت شناسی معاصر گفت: وقتی به اصول فلسفه علامه طباطبایی مراجعه کنید، ایشان از ادراکات و تقسیم ادراکات یک سیستم معرفت شناسی ارایه می دهد؛ بنابراین باید بگوییم فلسفه اسلامی قابلیت ها و ظرفیت های زیادی دارد اما نوع پرداختن به مسایل معرفت شناختی بسیار مهم است.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد: سه نوع تقرب به مسئله شناسی داریم و می توانیم با این سه رویکرد به مسئله معرفت شناسی بپردازیم. یک نوع رویکرد این است که با نگاه هستی شناختی به آن بپردازیم و معرفت شناسی را تابع هستی شناسی کنیم. یک نوع رویکرد این است که مسایل هستی شناسی را بین الهلالین قرار دهیم و خود معرفت را بررسی کنیم. رویکرد سوم که امروزه خیلی طرفدار دارد، رویکرد انتقادی است.

حجت الاسلام قائمی نیا گفت: با توجه به نوع مسئله ای که وجود دارد، باید ببینیم از هستی شناسی شروع کنیم یا معرفت شناسی؟ ۹۹ درصد مسایلی که در دنیای امروز فلسفه مطرح است، نوع و سنخش معرفت شناسی است. یکی از تفاوت های عمده ای که بین معرفت شناسی قبل و بعد از انقلاب اسلامی وجود دارد، رویکرد اعتباری است.

وی تصریح کرد: در مورد معرفت شناسی معاصر باید بگویم هنوز معرفت شناسی اسلامی به معنای دقیق کلمه تاسیس نشده است چرا که معرفت شناسی معاصر دو جنبه دارد و توجه به آن دو بسیار اهمیت دارد. توصیفی بودن آن یعنی عناصر، مولفه ها و ساختار معرفت، منابع معرفت، اقسام معرفت و درونی و بیرونی بودن را مطرح می کند که بیشتر به معرفت شناسی توصیفی می پردازد اما معرفت شناسی معاصر به ابزار انتقادی بسیار تنومندی تبدیل شده که در حوزه های مختلف از آن کمک گرفته شده است.

حجت الاسلام قائمی نیا تصریح کرد: جریان های مختلفی وجود دارد که دل بخواهی ایجاد نشده است. نسبیت گرایی درباره فلسفه اسلامی به بیراهه رفتن است چرا که خود نسبیت گرایی شاید ۳۰۰ نوع باشد. برخی از نسبیت گرایی ها نامطلوب است. تقرب فیلسوفانه در فضای علمی ما نسبت به مباحث فلسفی وجود ندارد.

وی ادامه داد: معرفت شناسی اسلامی اگر هم تاسیس شده باشد، هنوز به جایگاه انتقادی نرسیده است. معرفت شناسی وقتی ارزش می یابد که کاربردی باشد و بتواند مشکلات علوم انسانی و جامعه را حل کند. ما هنوز از ظرفیت های فلسفه اسلامی به روز نتوانسته ایم استفاده کنیم.

حجت الاسلام والمسلمین قائمی نیا با اشاره به ویژگی های معرفت شناسی معاصر اسلامی گفت: معرفت شناسی معاصر اسلامی انتزاعی است و ایزوله شده و معرفت در آنها به معنای دکارتی است یعنی سبک و سیاق دکارتی دارد، فردگرایانه است، ایزوله شدن از نتایج علوم از دیگر ویژگی های معرفت شناسی معاصر اسلامی است و خصلت بینا رشته ای ندارد.

وی ادامه داد: معرفت شناسی غرب آنچه که امروز رایج است، معرفت شناسی تحلیلی است. به اعتقاد من معرفت شناسی اسلامی اگر بخواهد در دنیا قابل عرضه شود باید به همه اضلاع توجه کند، به گذشته خود و میراث بزرگان توجه کند و هم به جریان های فلسفی و تحلیلی و قاره ای توجه کند و از آنها استفاده نماید.

به مناسبت روز جهانی فلسفه، نشست علمی با موضوع ظرفیت‌های فلسفه اسلامی برای معرفت‌شناسی توسط گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.

این نشست علمی با حضور و ارائه حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی‌نیا، دکتر ابراهیم دادجو، دکتر مهدی عباس‌زاده (اعضای هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه) و دکتر حسن سیدعرب (عضو هیأت علمی بنیاد دایره المعارف اسلامی (دانشنامه جهان اسلام)) دنبال شد.

دکتر «حسن سید عرب» به عنوان اولین سخنران این نشست، گفت: دو دیدگاه متفاوت بین فلسفه اسلامی و فلسفه کانت ناظر به گرایش عمومی به سطح مخالفت با واقع گرایی است که در فلسفه کانت و تحلیلی کمتر به این موضوع تمایل داشته اند، اما در فلسفه اسلامی به ویژه بعد از مرحوم ملاصدرا به این مسئله بیشتر پرداخته شده است.

عضو هیأت علمی بنیاد دائرة المعارف اسلامی افزود: حوزه منطق یکی از مظروف هایی است که فلسفه اسلامی در حوزه معرفت شناسی می تواند مطرح کند و مباحث مربوط به ادراک حسی و عقلی و به ویژه ادراک حسی را که در این باره مباحثی شده را مطرح می کند.

وی خاطرنشان کرد: دو قسم ادراک حسی و ادراک عقلی به ویژه شناخت عقلی در بحث شناخت مسئله ای است که ابن سینا مطرح کرده مبنی بر اینکه آیا اختلاف احکام عقلا به معنای اختلاف در احکام عقل است یا نه که این موضوع را رد می کند. اشتباه در بکارگیری عقل را برخلاف بسیاری از مباحث معرفت شناسی جدید معاصر نمی توان به ضعف عقل استناد کرد.

سید عرب خاطرنشان کرد: در حوزه شناخت هم مباحث بسیار مهمی مطرح شده که وقتی جناب شیخ از علم یقین بحث می کند، این گزاره با نقیض گزاره دیگری قابل اثبات است. علم یقینی را در معرفت شناسی معاصر کمتر می بینیم.

دکتر سید عرب افزود: جنبه بعد مسئله ماهیت ادراک است که حکیمان مسلمان درباره ماهیت ادراک به عنوان بهترین و کامل ترین دلیل برای اثبات صور مثبوته دانسته اند. تجرد علم و اتحاد عاقل و معقول به نحوی در علم و نفس مطرح می شود که شباهت بسیار کمی معرف شناسی کنونی با این مباحث دارد.

در ادامه این نشست، دکتر مهدی عباس زاده عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه با طرح این سوال که فلسفه اسلامی به چه معنا است، گفت: دو نوع فلسفه اسلامی داریم یا می توانیم داشته باشیم؛ فلسفه موجود و محقق آنچه که در طول تاریخ تحقق یافته و دیگری فلسفه اسلامی مطلوب است. فلسفه اسلامی موجود خود نیز به دو دسته تقسیم می شود؛ فلسفه اسلامی متقدم و متاخر به ویژه فلسفه اسلامی معاصر.

این عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه با بیان اینکه معرفت شناسی به معنای اعم است یا نظریه معرفت که در آنجا از شکاکیت وارد نمی شود و فلسفه اسلامی به معنای عام بیشتر نسبت دارد. در مباحث نفس شناسی از قوای شناختی و ادراکی نفس بحث می کنند.

دکتر ابراهیم دادجو دیگر عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه نیز در نشست علمی ظرفیت های فلسفه اسلامی برای معرفت شناسی معاصر گفت: مغرب زمین بعد از کانت مابعدالطبیعه را بدون معرفت شناسی ارایه کرده است و این در حالی است که در فلسفه اسلامی معرفت شناسی و مابعدالطبیعه را داریم و باید این سوال را پاسخ دهیم که با معرفت شناسی معاصر چه برخوردی با فلسفه اسلامی خواهیم کرد.

وی خاطرنشان کرد: در گام نخست باید فلسفه اسلامی را به روز کنیم و در مقابل فلسفه غربی بگوییم که ما رئالیسم هستیم و واقع گرا و اگر بحث را به ما بعد الطبیعه برگردانیم، باید بازشناسی کنیم چه مابعدالطبیعه و بحث علمی داریم و چگونه می خواهیم وارد بحث فلسفه شویم.

وی افزود: در حال حاضر فلاسفه اسلامی در عرصه فلسفه اسلامی و معرفت شناسی که فعالیت می کنند از معرفت شناسی مغرب زمین بهره می برند که یا انسجام گرا یا شبکه گرا و یا پارادایم گرا هستند. وقتی اندیشمندان ما از دانش آنها بهره می برند، این نامش مواجهه نیست بلکه خودباختگی فلسفی است.

دکتر دادجو تصریح کرد: ما تاریخ تفکر فلسفی از دوران نیوتن و هیوم به بعد یک تاریخ فلسفی ذات گرا می دانیم. از طرفی تفکر ذات گرایی مغرب زمین در ۴۰ سال اخیر به بار نشسته است و می گوید ضد ذات گرا است، بنابراین تفکر فلسفی مغرب زمین سر از نسبیت در آورده است و اگر ما هم بخواهیم تابع آنها باشیم، ما نیز نسبی گرا خواهیم شد.

وی تاکید کرد: ابتدا باید فلسفه اسلامی را امروزی کنیم و از تفکر ۴۰ ساله اخیر مغرب زمین کمک بگیریم و از ۴۰ سال ذخیره علمی آنها استفاده کنیم چرا که چاره ای جز بهره برداری نداریم. از این طریق علم النفس ما و معرفت شناسی مان هم امروزی می شود و با این اردوگاهی که تشکیل می دهیم، می توانیم با فلسفه غربی مواجه شویم و می توانیم برای معرفت شناسی جدید حرف بزنیم و راهکار ارایه دهیم.

عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه افزود: چون بنیان های ما بعد الطبیعه ما ذات گرایانه و قوی است و از طرفی بنیان های فلسفه اسلامی از آنها به دور است، با این مشکلات مواجه نیستیم و می توانیم از ذات گرایانه جدید در عرصه معرفت شناسی هم جلو بزنیم؛ بنابراین خیلی قوی تر از معرفت شناسی غرب گرایانه و ذات گرایانه ارایه دهیم.

حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی نیا عضو هیأت علمی گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه نیز در این نشست با اشاره به ظرفیت های فلسفه اسلامی برای مباحث معرفت شناسی معاصر گفت: وقتی به اصول فلسفه علامه طباطبایی مراجعه کنید، ایشان از ادراکات و تقسیم ادراکات یک سیستم معرفت شناسی ارایه می دهد؛ بنابراین باید بگوییم فلسفه اسلامی قابلیت ها و ظرفیت های زیادی دارد اما نوع پرداختن به مسایل معرفت شناختی بسیار مهم است.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطرنشان کرد: سه نوع تقرب به مسئله شناسی داریم و می توانیم با این سه رویکرد به مسئله معرفت شناسی بپردازیم. یک نوع رویکرد این است که با نگاه هستی شناختی به آن بپردازیم و معرفت شناسی را تابع هستی شناسی کنیم. یک نوع رویکرد این است که مسایل هستی شناسی را بین الهلالین قرار دهیم و خود معرفت را بررسی کنیم. رویکرد سوم که امروزه خیلی طرفدار دارد، رویکرد انتقادی است.

حجت الاسلام قائمی نیا گفت: با توجه به نوع مسئله ای که وجود دارد، باید ببینیم از هستی شناسی شروع کنیم یا معرفت شناسی؟ ۹۹ درصد مسایلی که در دنیای امروز فلسفه مطرح است، نوع و سنخش معرفت شناسی است. یکی از تفاوت های عمده ای که بین معرفت شناسی قبل و بعد از انقلاب اسلامی وجود دارد، رویکرد اعتباری است.

وی تصریح کرد: در مورد معرفت شناسی معاصر باید بگویم هنوز معرفت شناسی اسلامی به معنای دقیق کلمه تاسیس نشده است چرا که معرفت شناسی معاصر دو جنبه دارد و توجه به آن دو بسیار اهمیت دارد. توصیفی بودن آن یعنی عناصر، مولفه ها و ساختار معرفت، منابع معرفت، اقسام معرفت و درونی و بیرونی بودن را مطرح می کند که بیشتر به معرفت شناسی توصیفی می پردازد اما معرفت شناسی معاصر به ابزار انتقادی بسیار تنومندی تبدیل شده که در حوزه های مختلف از آن کمک گرفته شده است.

حجت الاسلام قائمی نیا تصریح کرد: جریان های مختلفی وجود دارد که دل بخواهی ایجاد نشده است. نسبیت گرایی درباره فلسفه اسلامی به بیراهه رفتن است چرا که خود نسبیت گرایی شاید ۳۰۰ نوع باشد. برخی از نسبیت گرایی ها نامطلوب است. تقرب فیلسوفانه در فضای علمی ما نسبت به مباحث فلسفی وجود ندارد.

وی ادامه داد: معرفت شناسی اسلامی اگر هم تاسیس شده باشد، هنوز به جایگاه انتقادی نرسیده است. معرفت شناسی وقتی ارزش می یابد که کاربردی باشد و بتواند مشکلات علوم انسانی و جامعه را حل کند. ما هنوز از ظرفیت های فلسفه اسلامی به روز نتوانسته ایم استفاده کنیم.

حجت الاسلام والمسلمین قائمی نیا با اشاره به ویژگی های معرفت شناسی معاصر اسلامی گفت: معرفت شناسی معاصر اسلامی انتزاعی است و ایزوله شده و معرفت در آنها به معنای دکارتی است یعنی سبک و سیاق دکارتی دارد، فردگرایانه است، ایزوله شدن از نتایج علوم از دیگر ویژگی های معرفت شناسی معاصر اسلامی است و خصلت بینا رشته ای ندارد.

وی ادامه داد: معرفت شناسی غرب آنچه که امروز رایج است، معرفت شناسی تحلیلی است. به اعتقاد من معرفت شناسی اسلامی اگر بخواهد در دنیا قابل عرضه شود باید به همه اضلاع توجه کند، به گذشته خود و میراث بزرگان توجه کند و هم به جریان های فلسفی و تحلیلی و قاره ای توجه کند و از آنها استفاده نماید.

نظر شما

captcha